جلال جلالى زاده

27

مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )

10 - مسائل علم اصول فقه مسائل علم اصول فقه عبارت از قواعد و ضوابط كلى آن است ، مانند مطلق الامر يفيد الوجوب و مطلق النهى يفيد التحريم و اجماع الامة حجة يجب العمل به . برخى اين ده مبادى را به نظم درآورده‌اند : إن مبادى كل فن عشره * الحد و الموضوع ثم الثمرة و فضله و نسبة و الواضع * و الاسم ، الاستمداد ، حكم الشارع مسائل و البعض بالبعض اكتفى * و من درى الجميع حاز الشرفا فهم و تشخيص معانى الفاظ و اصطلاحات ، كليد هرعلمى است ؛ زيرا اگر معانى و مفاهيم الفاظ و اصطلاحات دانسته نشود ، امكان فهم نصوص و متون نيست و چنين كارى در ميان مسلمانان از پيشينه‌ى طولانى برخوردار است و اولين كارى كه در اين زمينه آغاز شد ، ضبط و مشخص‌كردن معانى دقيق الفاظ قرآن كريم و سنت نبوى بود تا نسل‌هاى بعدى آن‌ها را به خوبى بفهمند . يكى از كسانى كه اهتمام زيادى به تعيين معانى دقيق الفاظ قرآن كريم داشت ، عبد اللّه بن عباس بود كه در تفهيم معانى قرآن كريم به اشعار جاهلى استناد مىكرد ، هنگامى كه نافع بن ازرق درباره‌ى آيه « عَنِ الْيَمِينِ وَ عَنِ الشِّمالِ عِزِينَ » ( معارج / 37 ) پرسيد ، گفت : عزون يعنى حلقه‌ى دوستان . پرسيد آيا عرب‌ها مىدانند ؟ گفت : آرى ، مگر نشنيده‌اى كه عبيد بن الابرص مىگويد : فجاؤوا يهرعون إليه حتى * يكونوا حول منبره عزينا در عصر صحابه تلاش‌هاى زيادى براى توضيح معانى قرآن و سنت به كار رفت و اولين كتابى كه دراين‌باره نوشته شد ، از سوى ابان بن تغلب ( م 140 ه . ق ) بود و بسيارى از دانشمندان مانند خليل بن احمد فراهيدى ( م 170 ه . ق ) و ابو عمرو شيبانى ( م 206 ه . ق ) شروع به نوشتن معجم كردند و پس از آنها اشخاص ديگرى به اين كار ادامه دادند ، هرچند در روش اختلاف داشتند . برخى به معانى اهتمام نمودند و برخى به الفاظ و پس از آن در علوم مختلف معجم‌ها و